The way of the men.

I try to keep most of this blog in English, to reach wider audience but there are things that I can’t translate, can’t even localize, because of the deep meanings they have in my language and root they have withing matters that I don’t believe they exist in English.

این نوشته، کنار نوشت یک عکس بود از زمان جنگ، زمان مردانی که رفتند. عکس یک مسیر کوچک پاک سازی شده از یک میدان مین بود، دیوونه ام کرد


کنار راه دو نوار باریک سفید کشیده اند که راه را گم نکنی

تو یک نگاه هم به این نوار ها نمیکنی

صاف میدوی به جلو

راه همان است که تو میروی

All this pain …

Why I’m so certain that I know what’s best for everyone? Maybe I should slip aside and let the world just mutilate itself, including myself.